خواجه نصير الدين الطوسي
286
تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )
آمده و عين عبارت جماهر اين است : « و ذكر ان جذبه الحديد يضعف بالثوم و البصل اذا دلك بهما و انه يعود الى فعله و يقوى اذا نقع فى الخل اياما و قيل ايضا فى دم التيس » . ( ص 214 ) . ( 39 ) - ص 134 س 10 و جذب و انجذاب در بسيارى از چيزها حاصل است غير مقناطيس عبارت نارساست و موهم آنست كه جذب و انجذاب در مقناطيس نيست ، در صورتى كه مقصود اين نيست ، و مراد آنست كه مقناطيس تنها بجذب و انجذاب اختصاص ندارد بلكه در بسيارى از چيزها جذب و انجذاب باشد . ( 40 ) - ص 135 س 7 انكژد انكژد ( بفتح اول و ضم سوم و فتح ژاء ) صمغ ، و صمغى بدبو كه به عربى حلتيت گويند . و آن صمغ درخت انكدانست و آن را انكوژه و انغوزه هم گفتهاند . ( 41 ) - ص 135 س 13 آوردهاند كه در دست بختيشوع سنگى يافتند در درجى نهاده - داستان حجر الحلق چنان كه خواجه در اين كتاب ياد كرده و گويد در دست بختيشوع يافتند به اين صورت درست نيست ، بلكه داستان مربوط بغلام بختيشوع است كه در كتاب جماهر چنين حكايت شده است كه : « بختيشوع را سنگى بود در درجى مختوم . از غلامش بسيل ( در فهرست : سبيل ) پرسيدند كه خاصيت اين سنگ چيست ؟ گفت جواب اين سؤال را ندهم مگر آنكه امير المؤمنين ( متوكل خليفه ) ضمانت كند كه مرا بروم فرستد ، چون پس از مرگ مخدومم ( بختيشوع ) مايل بماندن در عراق نيستم . متوكل سوگند ياد كرد كه غلام را چنان كه خواسته است بروم فرستد .